کشتار وحشیانه ترکهای اویغور  در چین و بی تفاوتی دولت اصولگرا

کشتار وحشیانه ترکهای اویغور  در چین و بی تفاوتی دولت اصولگرا

در حالکیه اکنون بیش از یک هفته است که فرقه موسوم به « هان » اویغورهای ترک زبان  ومسلمان را با وحشیانه ترین شیوه‌ها مورد کشتار و غارت قرار داده و آنان را از خانه و کاشانه ی آبا و اجدادی آواره نموده به نحوی که واکنش مسلمانان جهان و بویژه مسلمانان کشور ترکیه را برانگیخته اند و رجب طیب اردو غان نخست وزیر با شهامت  وپرافتخار ترکیه این اقدام وحشیانه چینی ها را نسل کشی نامیده است ولی متاسفانه مدعیان اصولگرایی و کسانیکه  خود را پرچمدار مبارزه با ظلم و بیعدالتی در جهان و ادعای ام القرایی جهان اسلام را به یدک می‌کشند، با سکوت  معنادار خویش، شاهد خونریزی اویغورهای مسلمان در چین می‌ باشند. این سیاست مزورانه نشان می‌دهد که مدعیان ارزشمداری تنها در مناطقی که صاحب منافع جناحی می‌باشند و یا می‌توانند از این مناطق در جهت کسب امتیاز بهره برداری کنند وارد عمل می‌شوند و از هیچگونه کمکی اعم از مالی و تسلیحاتی دریغ نمی‌نمایند. جالب است در شرایط که کلیه رسانه‌های دیداری و شنیداری و شبکه‌هایی ماهواره‌ای و اینترنتی گزارشهای متعددی دراین خصوص ارائه نموده‌اند ولی کفر ستیزان ایران اسلامی اعلام می‌دارند که چون گزارش مشخصی از این نسل کشی در دست نداریم لذا لازم نمی‌ بینیم که دراین مورد دخالت و یا اظهار نظر نماییم ؟؟!!! در حالیکه این ، ادعایی بیش نیست چرا که گزارشات مستند ومصوری از این وحشیگری هر روز از شبکه‌های  ماهواره‌ای و حتی جمهوری اسلامی پخش می‌شود که حاکی از یورش ارتش چین با تمامی تجهیزات  به صفوف معترضین  به نژاد پرستی «هانها» می‌باشد. پر واضح است که با به روی کارآمدن دولت نهم، چین که از اعضای دائم شورای امنیت، جزو هشت کشور صنعتی جهان، عضو غیرمتعهدها و سایر نهادهای بین المللی می‌باشد بازار چند صد میلیارد دلاری ایران را تصاحب نموده و آقازاده‌ها با استفاده از درآمدهای سرشار نفتی، چین را حیاط خلوت اقتصاد و بازرگانی ایران نموده‌اند و روزانه میلیونها دلار کالا در تمامی گروههای کالایی وارد کشور می‌نمایند بنابراین در چنین شرایطی دولت اصولگر نبایستی هم به این نسل کشی چینی‌ها اعتراض نماید. بگذریم که در پشت پرده معاملات تجاری، تا چه اندازه معاملات  سیاسی نیز در موضوعات  مختلف بین دو کشور ایران و چین  در جریان است و ایران چه امتیازاتی را به چینی ها می‌دهد و برعکس . 

 سیاست غیرشفاف و مزورانه دولت نهم را در قضیه تجاوز بیست ساله کشور نژادپرست ارمنستان به جمهوری آذربایجان و اشغال غیرقانونی  و غیر انسانی منطقه قره باغ نیز شاهد می‌باشیم. این منطقه که ساکنین  آن ترک زبانهای شیعه مذهب می‌باشند، بیش از بیست سال است که مورد تجاوز  وحشیانه ارمنی‌ها قرار گرفته و بیش از یک میلیون  نفر از ساکنین این منطقه از خانه و کاشانه  آواره و ارمنی‌ها با اشغال این منطقه  مسلمان نشین، مساجد و کتابخانه‌ها را ویران و به آتش کشیده‌اند. اما دولت مردان ایران اسلامی به علت اینکه دولت  روس (به ظاهر متحد ایران) اصلی ترین  حامی تمام عیار ارمنی‌های داشناک  دراین تجاوز وحشیانه  بوده و با سلاح و امکانات  مالی و غذایی و تسلیحاتی ، ارمنی‌ها را پشتیبانی می‌نماید دولت ایران نه تنها تا به حال این اقدام را محکوم ننموده و به دولت روس و ارمنستان  اعتراض نکرده است بلکه ظاهراً کمک تسلیحاتی نیز می‌نماید و روابط  صمیمانه و تنگاتنگ  تجاری و اقتصادی  و سیاسی با دولت متجاوز ارمنستان دارد به طوری که سالی نیست که رئیس جمهور این کشور متجاوز و وزرای آن به طور مکرر به ایران نیایندو روابط خویش را مستحکم و توسعه نبخشند.

همین سیاست غیرمنطقی را در مورد کشتار مسلمانان  چچن اینگوش در قلب کشور روسیه نیز شاهد بودیم. درآن  منطقه روسها سالها بود که جمهوری خود مختار چچن اینگوش را مورد تجاوز قرار میدادند و صدها نفر از مسلمانان را به خاک و خون میکشیدند ولی هیچ واکنش موثری از سوی ام القرای جهان اسلام مشاهده نمی گردید.موضوعی که هم اکنون نیز گاه گذاری شاهد آن می باشیم.

سیاست‌های دولتمردان کشور را در قضیه کشته شدن یک زن محجبه مصری در دادگاه کشور آلمان نیز مشاهده نمودیم. اینکه این جنایت که توسط یک فرد دیوانه و نژادپرست آلمانی اتفاق افتاده به هیچ وجه مورد قبول وجدان بشری نبوده و شدیداً محکوم می باشد حرفی نیست ولی وقتی که می‌بینیم، این مسئله موضوع  روز تمامی شبکه‌های صدا وسیمای ضرغامی و روزنامه‌ها و مجلات و نشریات و سایتهای اینترنتی قرار می‌گیرد، ساعتها کار کارشناسی صورت گرفته و تحلیلهای سیاسی و کارشناسانه ارائه می‌گردد و بخشهای مختلف  صدا و سیما به این  شدت با موضوع  برخورد می‌کنند و در آن طرف صدها ترک توسط تروریسم دولتی و به دست چینی‌های وحشی  کشته و زخمی میشوند ولی هیچگونه  واکنشی از سوی کشورمان و رسانه ملی مشاهده نمیشود این دوگانگی سیاست خارجی ایران و سکوت محض حاکمیت اصولگرا، سوالهای زیادی را در مقابل وجدان بشری قرار می‌دهد.

 از آن سو وقتی در خود ایران ، دهها نفر شهروند جمهوری اسلامی مثل ندا آقا سلطان بدست لباس شخصی‌های بی هویت کشته و زخمی میشوند و از سوی دولت و دستگاه قضایی مورد تعقیب قضایی قرار نمی‌گیرند و حتی دستگاه اطلاع رسانی ضرغامی کوچکترین گزارشی از این عمل غیرانسانی تهیه و پخش نمی‌کند و به سانسور خبری  روی می‌ آورد چگونه می‌توان به صداقت این دولت در مسائل بین المللی حتی در مورد کشته شدن زن محجبه مصری ایمان آورد.

همگی می‌دانیم که هم اکنون بیش از سی سال است که قسمت اعظم اخبار و گزارشهای خبری رسانه‌های جمعی کشور به اخبار مربوط به فلسطین اشتغالی و لبنان اختصاص داردو تقریباً هیچ بخشی خبری در طول شبانه روز نیست که اخباری درخصوص فلسطین اشغالی  و لبنان از صدا وسیما  پخش نشود. البته طرح این موضوع به معنی آن نیست که چرا اخبار مربوط به فلسطینیها و لبنانیها از سوی ایران پخش می‌شود بلکه  موضوع  این است که چرا تا این حد تفاوت  و تبعیض؟

مگر در بین انسانها ومسلمانان  نیز مسئله  شهروند درجه یک و دو داریم؟

 در قاموس بشریت  چه فرقی بین انسانی که در فلسطین اشغالی بدست صهیونیستها کشته یا آواره می‌شود با کسیکه در قره باغ جمهوری آذربایجان به دست ارمنیهای داشناک یا منطقه شینجیانگ چین توسط هانهای وحشی یا چچن اینگوش روسیه توسط روسهای شوونیست کشته و آواره میشوند وجود دارد؟

از اینرو انسانیت حکم می‌نماید که هر قطره خونی که توسط جنایتکاران به زمین ریخته میشود و انسانها هدف کشتار و قتل عام قرار می‌گیرند،از سوی کلیه دولتها و ملتها محکوم و جنایتکاران در هر مقام و لباسی که باشند در دادگاه عدل محاکمه و به سزای عمل خویش  برسند.

انتظار بر این است که حاکمیت و دولت نهم این سکوت مرگبار را بشکند و با محکوم نمودن اعمال ددمنشانه رژیم نژادپرست چین وتجدید نظر در روابط تجاری و سیاسی من جمله تحریم کالاهای چینی مانع قتل عام ترکان اویغور چینی شوند.